تاثیرعلایق شخصی و خانواده گی در ازدواج

باید پذیرفت که افغانستان در مرحله اول، جامعه مرد سالار و در بعد دوم پیر سالار است. تبعات تصمیم گیری خانواده بر اراده فردی می چربد. پس علایق شخصی یک جوان نمی تواند بر خواسته های خانواده گی تحمیل گردد( بخصوص اگر دختر باشد!) به این صورت اکثر رابطه ازدواج با دخالت و انتخاب پدر و مادر صورت می گیرد. آنها دختری را پیشنهاد می کند و اگر بچه ای قبول کند به خواستگاری رفته و مقدمات ازدواج را فراهم می کنند. دراین مساله علایق بچه ها بیشتر لحاظ می گردد. زیرا اول جامعه مرد سالار بوده و بعد، اکثرا نرینه ها منبع عایدات و نان آور است. در مقابل، زنان خود را بار گردن خیال می کنند.  در برخی موارد امتناع دختر از ازدواج نا شنیده گرفته می شود. این، خشونت های خانواده گی و خود سوزی ها و قتل های ناموسی (که کمتر در دید رسانه ها قرار می گیرند!) را باعث می گردد.  آیا جوانان می توانند جواب رد بر سینه پیران و رسم های جامعه بزنند؟ آری. در برخی از خانواده های تحصیلکرده ممکن است. اما نکته این که علایق شخصی و خانواده گی در میان اقوام افغانستان به شرایط یکسان زیر پا گذاشته می شود. توفیرهای هم وجود دارد. مثلا هزاره ها نسبت به پشتون ها ،آزادتر می اندیشند. یا افراد تحصیلکرده و شهری نسبت به دهاتی بازتر اند.    

  نقش قانون و شرع در الگوهای ازدواج

قانون مدنی افغانستان – مبتنی بر حکم شریعت- می گوید که مرد مسلمان می تواند با زن غیر مسلمان ازدواج کند. در حالیکه معامله برعکس این، غیر قانونی است. این قانون فرقی میان فرقه های اسلامی نگذاشته و می تواند هرمسلمان با مسلمان دیگر بدور از محورمذهب ازدواج کند. به این صورت اقلیت ها به صورت مشخص از گروه اجتماعی دارای حق برابر در ازدواج، بیرون می مانند. غیرمسلمانان نیز علاقه ای به این کار نداشته و قانون هم اجازه نمی دهد که مرد غیر مسلمانی زن مسلمان داشته باشد. (ماده های 92، 93 قانون مدنی افغانستان) اگر از نگاه  جندر نگاه کنیم، این قانون مردسالار نبوده و به اجتماع زنان شرایط و محدودیت های را وضع می کند. پس تا این حد، شرع و قانون نیز رابطه میان دو طرف متقاضی ازدواج را محدود می کند.