معيارهاي نثررسانه اي
چطوري مي توان به نثررسانه اي دست يافت ؟
براي اين كه بتوانيم كه به نثر يك دست،عام فهم،موجز،روشن، كاربردي و پاسخگوي روز دست يابيم،نيازمند تعيين و تحقيق اختصاصي روي متون متفاوت قديمي و كنوني رسانه ها و ساير توليدات ادبي هستيم . رمانها با انكه با زبان رسانه ها كمتر همزادي نشان مي دهند، مي توانند در سرعت و بلند بردن راندمان استفاده درست و ساده كلمات و بيان مفاهيم پيچيده ما را كمك كند. متون رسانه اي كه خود بربستر رسانه و هدفمندي آن جان گرفته اند، راهنماي خوبي هستند. اين تيپ نوشتار مملو از تجارب و تاكتيك هاي روزنامه نگاري نيز مي باشد. اما ايا تنها خواندن اين متن ها كافي است؟ چطوري ازميان انبار منابع ، ناب مايه اي را بيرون بدهيم؟
ايجاد معاييري براي تشخيص نثر بهينه مي تواند در اساسگذاري نثر رسانه اي بارور كمك كند. اما، هيچگاهي نمي توانيم درعلوم اجتماعي- خصوصا روزنامه نگاري كه سخت در مقابل حوادث انعطاف پذيراست، استانداردهاي ثابت و آهنين را ارايه كنيم. مي توان سراغ اين منابع رفت و تحليل كرد تا كدام ترفند ها، بافتها، ذخيره ها و تجربه ها توانسته اند آنها را بنويسند و پخته ورسا هم بنويسند. به اين صورت است كه به ايجاد معيارهايي براي نثررسانه اي دست يافت.
معيارهاي نثررسانه اي
زمانيكه ستوني از روزنامه را مي خوانيد، به كدام زبان ونثر بخوانيد تا راحت مفاهيم را درك كنيد؟ به زبان خود، معياري يا اكادميك ،شاعرانه،علمي و تاريخي ويا...؟ اگر روزنامه نگار هستيد، درزمان نوشتن مطالب، كي را، با در نظرگيري كدام معيارها،خواننده تان تصور مي كنيد؟ خصوصيت هاي رسالت مندي، كم گويي و گزيده گويي ،پيام گرايي،رسايي،عام فهمي، ساده نگاري، امروزينه گرايي،چند بعدي گرايي،ناهمانندبودن خواننده گان،عمركم وتغييرسريع واژه هاي كاربردي رسانه ها، نرم وجذاب بودن، رعايت توازن، مبرا بودن از لحن، واقعيت گرايي، عريان بودن مفاهيم و اقتصادي بودن در نوشتن نثر رسانه اي بايد مراعات گردد. اين نكات باعث مي گردد تا ستون روزنامه اي مفاهيم را بر شانه واژه ها بار زند وبه شكل رسا براي عامه مردم عرضه كند.
با انكه نثر ادبي، نسبتا متفاوت درشمار نثر پارسي بعد ازقرن 13 ديده شد(قصه نويسي، براهني، رضا)تاكنون، نثري بنام "نثررسانه اي " دربخش بندي هاي نثر پارسي – دري ديده نشده است. اما چرا؟ زيرا با تحليل گذرا – حتي – مي توان در يافت كه بنابرمعيارهاي سارتر- اگرچند در سطح كل درمورد نثراست – نثرمروج در رسانه هاي ما تاكنون " مفيد " نبوده است. چون مفيد نبوده ، مردم و اهل ادب نيز توجهي به ان نداشته است. پس كدام معيارها را بايد درنظرداشت تا نثر"مفيد"نوشت ."نثر، بيش از شعر برمردم تكيه مي كند،بدليل اينكه اززبان مردم گرفته مي شود وبحال مردم مفيد واقع مي گردد ويا خطاب به مردم نوشته مي شود. بقول سارتر نثرمفيد است و هدفش آموختن است وهدف اموختن فقط مردم است. مخاطب نثر، مردم است و اگر مردم به ماهيت شكل نثر نتوانند پي ببرند،ان نثر، ... براي هميشه در ميان تارهاي تنيده ازتكلف و تصنع ، از انظارمخفي مي ماند و چون ازمردم تاثير نپذيرفته است،درمردم تاثير نمي گذارد. چون نثرشكلي است كه دردوسوي آن مردم قرارگرفته است : نخست به عنوان منبع الهام نثر،بعد بصورت خواننده نثر. اگر يكطرف اين معادله بلنگد، مردم توجهي به نثر نخواهند كرد."( رضا براهني ، قصه نويسي). اين حرفها– بصورت كلي درمورد نثر - در جان دهي به نثررسانه اي نيزمعيارهاي مفيد و حياتي اند. اما بيايد به معيارهاي ديگر نيز نظري داشته باشيم تا نثر رسالت مند رسانه اي را برپاداريم .
رسالت مندي
نثرهاي رسانه اي در پيشگاه اقتصاد رسانه ، انتقال پيام و بي طرفي رسالت دارد. رسانه ها يكي از ميدان هاي مهمي اند كه سرمايه هاي سنگين روي ان انباشته مي شوند. بنابراين آنها در كنار انتقال مفاهيم، در كوتاهترين مدت، با كمترين هزينه، تك تك واژه ها و جمله هاي رسانه اي رسالت دارند براي رسانه ها پولي نيزكمايي كند. رسانه مي تواند در شكل دهي جامعه مدني، نقش كليدي بازي كند. پس اين رسالت ها، خوي ونهاد درجه اول نثررسانه اي است. اگر مي خواهيد روي عدد و رقم اين حقيقت را در يابيد ، سراغ نرخ اعلانات در تلويزيون هاي ملي ومشهور را بگيريد ؛ واژه ها را بر ثانيه تقسيم كنيد ؛ برامد، درصدي رسالت مندي ( پول يابي) است. تحليل رسالت مندي در بعد ديگر هم قابل تعميم است. رسانه ها بايد رسالت بي طرفي را بدوش بكشند. دست اندركاران رسانه اي بايد در انتخاب، چينش، لحن و ساختار واژه هاي نثررسانه اي احتياط لازم را داشته باشند.نبايد درمتن نثررسانه اي – خبر– هيچگاهي از واژه هاي " مبرهن است" ... اثري ديده شود. اين گروه واژه ها لحن جانبدارانه دارد. با توجه به اختصار نويسي وبارمعنايي، نبايد كلماتي را كه رسالت خاصي به عهده ندارند در نثر رسانه اي چهره نما كرد. مثلا ايا مي شود يك سطر ستون روزنامه را با اين نام اختصاص داد:" سيد سراج الدين ابن المرحوم توآنكوسيد پوتراجمال الليل "؟( گيتا شناسي نوين كشورها، موسسه جغرافيايي وكارتوگرافي گيتا شناسي ، چاپ دوم 1384، گرداوري وترجمه : مهندس عباس جعفري ، ص 410، كشور مالزي .) چه بهتربود نام اصلي فرد را با پست رسمي اش بسادگي بياوريم : " رييس حكومت مالزي ... ." اين بحث را درزيرمجموعه مشخصه كم گويي و گزيده گويي دنبال خواهيم كرد.
پيام گرايي در نثر رسانه اي
پيام در زنجيرارتباطات يكي ازحلقه هاي اساسي مي باشد.اگر دراربيتال ارتباطي نثر رسانه اي پيام، گنگ باشد يا براي گره گشايي مفهوم به وقت، انرژي و تمركز زيادتر نيازباشد،متن را رها خواهيم كرد. پيش از آزردن خواننده، بهتراست نثري كاربردي،سبك بال و با پيامهاي مشخص بنويسيم. با تحولات گسترده ساحه كاري ومحتواي رسانه ها، شكل ارايه ناهمگون ازقراردادهاي قبلي در رسانه ها مطرح شده است. اگر رسانه قدرت چهارم هست ، همه زير سرپيام خوابيده است. بخش بزرگي از مبارزات فكري و ديپلماتيك دولت ها، رژيم ها وقدرت هاي اقتصادي ازطريق رسانه ها اجرا مي گردد. آياكلمات هرزه،كهنه و ناكارا قادربه اجراي اين نقش هست؟ باكدام نثربايد اين اهداف را به مردم فهماند، زهرچشم گرفت وشهروندان بيشتري را هدف قرار داد ؟ درنثر رسانه اي با دسته و حلقه پيام هايي سروكارداريم كه بايد به ساده ترين شكل و روشنترين نحو عرضه شود. پس حوادث افسانه اي، شعر، شعار، داستان هاي خيالي، حكايتها و اندرزها را نمي توان درشما نثر رسانه اي قرار داد .
با توجه به اهداف اساسي وبنابر برخي از نظريات، يكي از وظايف رسانه ها انتقال پيام مي باشد. اما پيام رسانه اي با توجه به لحن ،مقصد وتيپ هاي متفاوت گيرنده گان، بيگانه از نثرادبي است.گزينش، چينش وحتي نحوه جمله بندي ها وراه هاي ارايه پيام مي تواند به صورت غير مستقيم نشانه ميزان ارج گذاري هر مطلب نظر به پيام باشد.عباس عبدي، به لحاظ پيام گرايي، نثر رسانه اي را يكي از پراثرترين نثرها دانسته و چه بسا كه علت روزنامه نگارشدنش را درتاثير آني نوشته هايش در روزنامه ها مي داند. پس نثررسانه اي بايد كوتاه، مغزدارو پيامبرباشد تا مفيديت اثر ان از ساير نثرهاي مروج زبان متفاوت باشد.
رسايي
رسا بودن وغيابت پيچيده گي هاي واژهگاني،دستوري، اصطلاحي وعلمي يكي از خصوصيات مهم نثر رسانه اي است. دربستر نثررسانه اي بايد مغلقترين و جديدترين تحولات را براي بلندترين و پايينترين طبقه جامعه توضيح داد.دراكثرموارد برنامه ها و مطالب رسانه ها،نظر به گيرنده گان؛ زبان معياري خود را دارد. در اين صورت نويسنده با توجه به سليقه، رويكردهاي ذهني وتوان اطلاعاتي مي تواند نثر رسايي بنويسد.در مواردي كه اين ويژه گي و دسته بندي منظم وجود ندارد، رسا نگاري شكننده به نظر مي رسد. روزنامه نگار در چنين حالات مخاطب اصلي اش را نمي شناسد تا نثر رسا ودرخور او بنويسد.
ضرر جانبي اين خلا ان است كه نويسنده نتواند دل ودماع خواننده درك وحس كند. او ناچار است تا تراوش فكري و شرح واقعه ها را بدون فيلتر و مرصع كاريهاي رسايشي بيرون بدهد. بنابراين ناخود آگاهانه، نويسندة برنامه هاي راديويي سر از ستون روزنامه دراورده و شنونده فكر مي كند كه برايش روزنامه مي خواند! دوستان افغانستاني برنامه هاي صبحگاهي خبر و تحليل راديو "ندا" را – بعنوان نمونه - گوش بدهند. تاثير اين ناگواري را عليرضا كتابدار درمقاله " ارزش خبري كوتاه نوشتن"، نشر وب سايت آموزش روزنامه نگاري همشهري چنين مي گويد:" کجسلیقهگی در ارایة پیام (شکل و محتوا)، جمله پردازیهای پیچیده و سردرگم به جای ساده نویسی و مسایلی از این دست میتواند فرهنگ شفاهی و نوشتاری مردم را دستخوش تغییرکند.” http://www.hamshahritraining.ir/news-2787.aspx
حتما متوجه شده ايد كه بازاري ها اصطلاحات به خصوص خود را دارند. به عنوان روزنامه نگاري كه اغلب با روزنامه نگاران يا افراد دفترنشين و"يخن سفيدها" درتماس هستيد، صحبت آنها را مانند سخن همكارتان نمي توانيد بصورت رسا درك كنيد – مخصوصا درمطالب مرتبط به پيشه شان – اما چرا؟
هرطبقه جامعه، زبان و اصطلاحات ويژه خود را دارد. چنانچه براي انجام مصاحبه اي با دومتخصص باكتريولوژي نيازمند اطلاعات ابتدايي، دقيق، مرتبط به موضوع، كارا و بروزشده هستيد. درجريان مصاحبه زبان و اصطلاحاتي كه دو متخصص را بايد هضم و مفهومش را دربسترنثررسانه اي به خواننده گان انعكاس داده بدهيم. فرض كنيم شما برخي ازنكات اين مصاحبه را نفهميده ايد، حالا اگر بخواهيد گزارش بنويسيد چه مي كنيد؟همين جا است كه نارسايي درنثر به ميان مي ايد. پس يكي ازمواردي كه در خلق نثر رسانه اي مهم پنداشته مي شود، صفت رسا بودن هست. درصورت ندانستن اصطلاحات باكتريولوژي شما مجبور بوديد كه به جاي استفاده از كلمات بومي شده و اختصاصي باكتريولوژي به كمك قاموس دستور زبان، تركيب سازي نماييد. ايا دران صورت مطمين بوديد كه متن رسا و دقيق نوشته و علميت مسا له را كاملا مراعات كرده ايد؟
پيچيده گي هاي دستوري واژه هاي مصرف شده، غلط هاي برملا دستوري ، طويل نمودن يا برش بي قاعده عبارت ها و جمله ها ضربه هاي مهلكي بر رسايي نثر رسانه اي مي زند. اگر اين گونه نثر ها عرضه كنيم ، خواننده چشم به راه را، كه سالها براي بدست اوردن كعبه دلش مايه گذاشته ايم، متواري از رسانه خواهيم كرد.
بنابرين نثررسانه اي دركنار مراعات حال خواننده هاي اصلي اش بايد متوجه خواننده گان عادي نيز بوده و بتواند حداقل مطلب را براي اين تيپ به نحو گويا،ساده، عام فهم ومعياري انعكاس بدهد.چه اين كه روزانه ميليون ها خواننده از بستر تركيبهاي نادرست، جمله هاي بي مبتدا وخبر ، عبارت سازي هاي نامفهوم ونثرهاي نا نثر به سوي ترك رسانه ها فرار مي كنند! به گفته استاد يونس شكر خواه نارسا نوشتن يكي ازعوامل اساسي بي توجهي مردم به مطبوعات مي باشد. ( ادامه دارد)